"ای دوست، در روضه قلب جز گل عشق مکار"
پ.ن 1 هشت هشت هشتادو هشتتان مبارک.![]()
پ.ن 2 خیلی وقت بود به سرزمین بلاگفا سر نزده بودم. خورد به حساب بی معرفتی. حیف.![]()
پ.ن 3 قول دادم دیگه عین فیلسوفای در پیت و غیر در پیت حرف نزنم. خدا کمکم کنه.![]()
پ.ن 4 جمعه ها صبح میرم دوچرخه سواری. با حاله. ![]()
پ.ن 5 از کار و بار هم بپرسید هی بدک نیست. یعنی در واقع خوبه.
پ.ن 6 نوشتن توی وبلاگ رو خیلی دوست دارم بچه های اینجارو هم که عاشقشونم
اما راستش دیگه نوشتن را فراموش کردم. نمیتونم، تا بیام بنویسم هول و هراس می افته به جونم که چی بنویسم.
پ.ن 7 ما آدما چطوریه که بدون عشق میتونیم زندگی کنیمو خدا وکیلی نمیدونم. ولی ای دوست در روضه قلب جز گل عشق مکار!![]()
پ.ن 8 هر چی جلوتر میرم ایمانم را بیشتر از دست میدم ایمانم به این مکتب و مذهب. امیدوارم هر چه زودتر مکتب بهتری بیابم.
پ.ن 9 من هنوز هم از نامرحم ها متنفرم
. از حجاب این رذیلت اسلامی آخوندی که ذهن و دلمون را بیچاره کرده هم متنفرم. چرا تکلیفمون با خودمون روشن نیست. چرا باید این چند صباح زندگی را با تناقض های مسخره ی مرجع تقلیدی زندگی کنیم. دین داریم اما هم دیگه را نامحرم خطاب میکنیم برای هم اخم میکنیم. دین داریم اما صبح تا شبمان شده دروغ و دروغ و دروغ. دین داریم اما با آبروی هم بازی میکنیم. پس تکلیف محبت چی میشه؟ خدا هدایتمون کنه.
پ.ن 12 اشتباه نکنید من نمیگم دخترا از فردا بی مانتو چادر باشن. نه ظرفیتشم نداریم اما میگم چرا باید این قدر بی ظرفیت باشیم. بهم نخندین این مسئله خیلی مهمه که جامعه ما درگیرشه. رضا شاه خدا بیامرز بنده خدا فهمیده بود اما کو آد م عاقل که بفهمه. ![]()
پ.ن 10 فاطمه و فائزه عزیز دختر عمه های گل این چه حرفیه که نوشتین
. دختر عمه سابق بر این چیه؟ خدا نکنه. مگه من چنتا دختر عمه دارم؟ که تازه بخوام اینطوری هم براشون ناز کنم. از دستتون گله ای ندارم داشته باشم هم که منو میشناسید رک و پوست کنده میگم. یعنی میفرمایید تمام راه ارتباطی من و شما همین بلاگفا است و بس؟ خوب من خیلی وقت بود سر نزده بودم یعنی راه ارتباطی ما قطع قطع؟ خیلی بی انصافید.![]()
خوب بریم دیگه. راستی آذر ماه نزدیکه. اما چرا من دیگه حس خاصی ندارم
. ای خدا ببین با ما چیکار میکنی؟
دوستتون دارم خیلی زیاد
. شاد باشید![]()
یا حق
نامحرم نخواند
کهربا
من نه خود میروم او مرا می کشد
کاه سرگشته را کهربا میکشد
چون گریبان ز چنگش رها میکنم
دامنم را به قهر از قفا می کشد
دست و پا میزنم میرباید سرم
سر رها میکنم دست و پا می کشد
لذت نان شدن زیر دندان او
گندمم را سوی آسیا میکشد
سایه او شدم چون گریزم از او؟
در پی اش میروم تا کجا میکشد
ه.ا.سایه
......................................................................................................................
پ.ن : یاد اوایل وبلاگ نویسی بخیر. خیال میکردم پ.ن یعنی پند! کم کم متوجه شدم یعنی پی نوشت.![]()
پند اول: من ترا برای آنچه که هستی دوست ندارم، بلکه برای آنچه که خودم در زمانی که با تو هستم، دوست دارم. ( الیزابت بارن)![]()
پند دوم: باور اینکه چهار سال گذشته است سخت است. اما واقعیت این است که سخت بودن پذیرفتن یک واقعیت نمیتواند مانع از پذیرفتن آن واقعیت شود. به هیچ وجه. چون آن واقعیت، واقعیت است! از دست رفته از دست رفته است. غمش بر دل می ماند و اثر خویش را میگذارد. چه باور کنیم چه باور نکنیم. این غمناک ترین رسم زمانه است به خیال من.![]()
پ.ن : بعضی سیستم ها با اینکه دلیل وجود آمدنشان از بین رفته است. اما همچنان به موجودیت خودشان ادامه میدهند. سرگردان، معلق، بی دلیل و گاه به دنبال دلیل دیگر که دلیل ماندنشان شود. یعنی دلیل اصلی میشود ماندن و چون برای ماندن نمیشود دلیل ماندن آورد دلیل تراشی میکنند. یکی از این سیستم ها وبلاگ کوچک من است، "حرفهای بیگانه".![]()
پ.ن: یک چند وقتی است اتفاق های خوب می افتد، عقد و عروسی و قبولی کنکور بچه ها و خلاصه خبر های خوب خوب. خداراشکر.![]()
![]()
پ.ن: برای فاطمه : سلام دختر عمه جان. عروسیت مبارک
. کاری نکردم که قابل این حرفها باشد
. حالا این شوهرجانتان چکار میکند با ترقه بازی داداش ما در شب عروسی؟
حوصله بحث های سیاسی ندارم. بین همه اطرافیانم هم بی خبرتر از همه منم. راستش خیلی وقت است متوجه شده ام ایران، ایران بشو نیست. چون اینجا همه یاد گرفته اند خر خودشونو برونند به هر حال. حالا هر چی نقد کنی، دلیل بیاری و تفسیر کنی آخر آخرش آدمای ایران قانع نشدنی اند
. پس حرص الکی برای چی؟ بحث من توی کامنت قبلی بحث تئوریک نبود اتفاقا. شاید تفاوت در اینه که من به قضیه بلند مدت نگاه میکنم شما کوتاه مدت. من با کل این نظام و آقایون و کل این مذهب و مکتب مشکل دارم شما با با یکی دوتا از اتفاق ها مثل انتخابات اخیر و بس. من میگم ریشه ها باید درست بشه شما میگی ریشه ها درسته باید آفت زدایی کرد تا درخت ما ثمر بدهد. بر عکس اکثر مردمان شهرمان من اصلا آدم سیاسی نیستم ولی به هر حال برداشت های خودم را دارم. آقایون سر تا پا یک کرباسن فاطمه خانم. نیستن؟![]()
پ.ن: سخنی با صاحب زمان: ..........................................................................! به هر حال من به موجودیت شخص شما شک دارم. اصلا هم مهم نیست که کسی بهم بگه کافر یا بی دین یا هر چیز دیگه. کسی نتونسته درست حسابی ثابت کنه هستی ولی کسی تونسته ثابت کنه که احتمالا نیستی. کاش اگر بودی نشانه ای از خدا میرسید، این دعای یکسال و اندی من است. راستش از حماقت متنفرم. اگر نیستی لزومی ندارد باورت داشته باشم و سرم به انتظار تو گرم باشد و دردسر زندگی ام(دنیوی و اخروی) باشی.
(این را اینجا نوشتم که اگر کسی میتواند او راثابت کند لطفا مرا کمک کند در جهالت نمانم)
پ.ن: ماه رمضون دوباره رسید. مقدمش مبارک
که مردیم از این همه تکرار و روزمرگی. میگویند که روزه های امسال دراز است و حسابی زجر میکشیم، میگویم خیر ماه رمضون امسال هم مثل بقیه ماه رمضون ها کوتاه است و زود خواهد گذشت. میماند همان دعای همیشگی: "خدا کند دست خالی بر نگردیم"
پ.ن: فک و فامیل میان این وبلاگو میخونن چه رویی دارم که همه حرف هام را اینجا مینویسم.
البته خاصیت خودشم داره به هر حال.
پ.ن: نوشتم نامحرم نخواند چون از هر چه آدم که احساس میکنند نامحرم هستند یا نا محرم هستم متنفرم. بهتر است در جهانم نباشند که مایه حقارتند و بس. ![]()
پ.ن: بعد از کلی که نیومده بودم چقدر حرف زدم. معذرت میخوام و تشکر میکنم از کسایی که حوصله به خرج دادند و خوندند.![]()
عزیز و شاد شاد شاد باشید![]()
التماس دعا
یا حق![]()

